السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

101

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

قبول شيعه نيست و شيعه همواره اجتهاد به اين معنا را مردود دانسته است . وقتى از ظهور دو گرايش و بينش در صدر اسلام سخن مىگوييم كه يكى گرايش تعبد به نص است و ديگرى گرايش « اجتهاد » ، مرادمان از اجتهاد ، معناى دوم ، يعنى اجتهاد در قبول يا ترك نص است . البته ظهور چنين گرايش‌هاى متضاد ، در پرتو هر رسالت انقلابى و فراگير كه در صدد از بين بردن بنيادين وضعيت فاسد موجود است ، پديده‌اى طبيعى است ، زيرا به ميزان زنگارهاى برجاى مانده از گذشته و يا بيدارى و آگاهى افراد از ارزش‌هاى رسالت جديد و درجهء علاقهء آنها به ارزش‌ها ، ميزان تأثيرپذيرى آنها متفاوت است . مىدانيم گرايش « پيروى از نص » نشانگر حد بالايى از آگاهى به مكتب و تسليم كامل در مقابل آن است . اين گرايش در ضمن اين‌كه اجتهاد را در چارچوب نص مردود نمىداند ، تلاش مىكند حكم شرعى را از آن استخراج كند « 1 » .

--> بردن آنها ممنوع است . اما وقتى مفهوم اجتهاد متحول شد و به معناى استنباط احكام از نصوص شرعيه ، تغيير يافت و به عبارت ديگر مترادف « استنباط » شد ، مقبول و معمول گرديد » . در مورد اقسام و انواع و قلمرو اجتهاد رجوع كنيد به : الاصول العامة للفقه المقارن ، محمد تقى حكيم ، ص 561 . ( 1 ) - ر . ك : المعالم الجديدة للاصول ، ص 40 .